گل نرجس(امام زمان)

غروبهای دلگير جمعههای انتظار ، صداي حزن انگيز دعای سمات را
در بغض سرخ آسمان میپراكند و اين لحظات ملكوتی مرا بيشتر
و بيشتر مشتاق ديدار تو مینمايد .
اي مايه تسلی ، ای دوست ! اكنون كه گاهواره زمين ،
سنگين و خوفناک ، با لای لای ظلمت ، با لای لای غم ،
زين سو به سوي ديگر می رود ، طنين گامهای روشن
و وعده داده توست كه پروانه های غمگين را دوباره
آزادی و اشتياق پريدن می بخشد و نخلهای پريشان را نام تو ،
چون آفتاب ، آغاز آشنايی با زندگیست .
بيا و سينه دردمند زمين را از درد و رنج آزاد گردان و عدل
وعده داده شده را برايمان در هالهای از نوری جاودان به
ارمغان بياور كه ديدگان اشكبارمان را با تمام جمعههايی
كه آمدند و تو نيامدی دخيل بسته ايم .
دلمان گرفت از اين همه ستم ، از اين همه غم .
انتظار كی به سر میآيد اي امام قائم و ای وجود دائم !




.